مه یاس کوچولوی مامه یاس کوچولوی ما12 سالگیت مبارک

..... دختری به زیبایی ماه ، به لطافت گل یاس ......

آزمایش منفی

اون روز با کلی ذوق و شوق ساعت سه از  محل کارم یک راست رفتم آزمایشگاه حتی ناهار هم نخورده بودم بعد از آزمایش گفتم نمیشه سریعتر جوابش رو بدین و گفت بشین تا 4 جوابش آماده میشه تقریبا 40 دقیقه ای منتظر شدم تا .... با ذوق رفتم و گفتم منفی یا مثبت ؟ و در کمال ناباوری گفت ...................................... منفی ............................................. و من ماندم و چشمهای بارانی ام و یک دنیا سکوت  !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
25 دی 1392

یه خواب رویایی...............

سلام دوست جونیا خوبین گاهی وقتا توی خواب یا حتی بعضی رویاها دلت نمیخواد بیای بیرون ، کاش میشد تو همون عالم خواب میموندم... دو سه شب پیش خواب دیدم خونه پدرم هستم و همه اهل خانواده جمعند بعلاوه دو تا فسقلی دیگه! آره من دوقلو های سه ماهه داشتم جنسیتشون دقیق یادم نیست (البته فکر کنم یکی شون دختر بود). یکی بغل برادرزادم بود و اون یکی هم بغل خودم و بهش شیر میدادم اینقدر سینه هام شیر داشت که از لب و دهنش میزد بیرون وبچم بغلم آروم خوابید. ولی بعد ده دقه بیدار شد و من بردمش دادم به بابام. بابا با ذوق بغلش کرد وقربون صدقش میرفت اون یکی رو هم گذاشت رو اون پاش ونازش میکرد وای که چه صحنه شیرینی بود ...............................
21 دی 1392
1